دوقلوهای پارسی
آشنا یعنی همخانه« من » در دیار «تنهایی » ، هم میهن من در سرزمین غربت
میخواهم قصه ای تازه از فصل پاییزبنویسم قلم در دست میگیرم، سطراول: به نام خالق پاییزکه بامهرآغازشدو تاانتها مهربانیش ادامه خواهد داشت... این داستان من وتوست بگذارلونرود عشقی که درسینه ام دارم
شنبه 4 مهر 1394برچسب:, :: 13:18 :: نويسنده : مهران ومهرداد توی یک جمع بی حوصله نشسته بودم یکی گفت بلند بگو ...گفتم یک کلمه سه حرفیه ازهمه چیز برتر است حاجی گفت: پول تازه عروس مجلس گفت: عشق شوهرش گفت: یار کودک دبستانی گفت: علم گفتم: حاجی اینها نمیشه گفت: پس بنویس مال خسته شدم با تلخی گفتم: نه نمیشه دیدم همه ساکت شدند مادر بزرگ گفت: مادرجان، "عمر" است. سیاوش که تازه از سربازی آمده بود گفت: کار ديگری خندید و گفت: وامv یکی از آن وسط بلندگفت: وقت یکی گفت: آدم خنده تلخی کردم و گفتم: نه اما فهمیدم باید جدول کامل زندگیشان را داشته باشی. هرکس جدول زندگی خود را دارد. هنوز به آن کلمه سه حرفی جدول خودم فکر میکنم شاید کودک پا برهنه بگوید: کفش و من هنوز در فکرم
یک شنبه 22 شهريور 1394برچسب:, :: 9:0 :: نويسنده : مهران ومهرداد کـاش دفتـر خاطراتــم پنج شنبه 19 شهريور 1394برچسب:, :: 11:57 :: نويسنده : مهران ومهرداد فقر همه جا سر میکشد ....... فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست ...... پنج شنبه 19 شهريور 1394برچسب:, :: 9:48 :: نويسنده : مهران ومهرداد //خاطرات خواندنى سهراب از دوران دبستان من از خیلی چیزها می ترسیدم: از مادیان سپید پدر بزرگ، از مدیر مدرسه، از نزدیک شدن وقت نماز، از قیافه عبوس شنبه. چقدر از شنبه ها بیزار بودم. خوشبختی من از صبح پنجشنبه آغاز می شد. عصر پنجشنبه تکه ای از بهشت بود. شب که می شد در دور ترین خواب هایم طعم صبح جمعه را می چشیدم. در دبستان از شاگردان خوب بودم. اما مدرسه را دوست نداشتم. خودم را به دل درد می زدم تا به مدرسه نروم. بادبادک را بیش از کتاب مدرسه دوست داشتم. صدای زنجره را به اندرز آقای معل...م ترجیح می دادم. وقتی در کلاس اول دبستان بودم یادم هست یک روز داشتم نقاشی می کشیدم، معلم ترکه انار را برداشت و مرا زد، و گفت: «همه درسهایت خوب است. تنها عیب تو این است که نقاشی می کنی». این نخستین پاداشی بود که برای نقاشی گرفتم. با این همه، دیوارهای گچی و کاهگلی خانه را سیاه کرده بودم. سهراب سپهرى پنج شنبه 19 شهريور 1394برچسب:, :: 9:44 :: نويسنده : مهران ومهرداد مرتضی عزیز رفتی، وماروتنها گذاشتی بدجورناراحتیم،بااین خبرداغون شدیم
تمام دلخوشیهامو توبارفتن گرفتی روحت شادیادت گرامی،خدارحمتت کنه یک شنبه 25 آبان 1393برچسب:, :: 9:31 :: نويسنده : مهران ومهرداد بانوی غزل ایران،غریبانه ازپیش مارفتی،روحت شادیادت گرامی پنج شنبه 30 مرداد 1393برچسب:, :: 8:45 :: نويسنده : مهران ومهرداد هرکه بامرغ هوادوست شود خوابش آرام ترین خواب جهان است سهراب سپهری چهار شنبه 29 مرداد 1393برچسب:, :: 10:41 :: نويسنده : مهران ومهرداد دختری که توانسته بدون دست،سنتوربزند،وبه جامعه معلول جهان ثابت کند،مامی توانیم،دختری که سختیهای زندگی بدون دست رامتحول کرده واین یعنی برخیزحتی اگردربدترین شرایط هستی،فاطمه صالحی افتخارایران ماست،ومن وبرادرم ازپشتکاراین بانوی ایرانی درس گرفتیم وبهش افتخارمیکنیم موفق باشی بانوی ایران زمین سه شنبه 28 مرداد 1393برچسب:, :: 10:20 :: نويسنده : مهران ومهرداد موضوعات آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |